بزرگی مرشدان نقشبندی

The Greatness of 

The Naqshbandi Murshids

 

(Holy QuranS.3:V.26-27)

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ .

                                                                                                                

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى . شب را به روز در مى‏آورى و روز را به شب در مى‏آورى و زنده را از مرده بيرون مى آورى و مرده را از زنده خارج مى‏سازى و هر كه را خواهى بى‏حساب روزى مى‏دهى .

... كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .

جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مى‏شويد .

   

(Holy Quran S.28: V.88) kullu shayyin halikun illa Wajhahu, laHu l-Hukmu wa ilayhi turjaun.  

All things perish except His Face. His is the Judgment, and unto Him you shall be returned

 

 

یک نماینده یِ محلی که برگزار کننده یِ ذکر می باشد٬ به هیچ وجه نمی تواند به بزرگی مرشدانِ بزرگِ در حیات باشد . آنان در زمین وجود دارند تنها به این خاطر که روح ها را با راهنماییِ خویش به اصالت و حقیقتِ وجودِ خویش برسانند .

 

 

چهار مرحله یِ مرشدان -  نوشته شده توسط شیخ محمد حشام کبانی -

 

اگر شما به راستی خداوند را دوست دارید٬ از من پیروی کنید و خداوند شما را دوست خواهد داشت . ( قرآن )

راهنماییِ شیوخ نقشبندی همگی به محمد رسول الله ختم می شود . چنانچه قرآن می گوید : هر آنچه را که پیامبر به شما می دهد٬ نگاهش دارید٬ و آنچه را که او نهی می کند را متوقف گردانید . برقرار داشتنِ نظم و ترتیبِ شریعت٬ در واقع همان هدایت کردن و ساختنِ شما در رابطه با مسئولیت هایِ روزانه تان و طی کردن و پیشرفت کردن در رابطه با مراحلِ ایمانتان و رساندنِ شما به درجه یِ احسان می باشد .

مرشدانِ حقیقی در چهار مرحله قرار دارند :

  • مرشد متبرک : که شما را برایِ دریافتِ برکت هدایت و راهنمایی می کند و به شما کمک می کند تا به هدفِ خودتان با دادنِ تمارینِ روزانه و ذکرهایِ روزانه برسید .
  • مرشد تزکیه : که شما را راهنمایی می کند و با گرفتنِ حرکات و عادات و آمالِ بد شما ٬ روح شما را تزکیه می کند .
  • مرشد تصفیه : که به شما کمک می کند تا از شرِ همه یِ آرزوها و آمال هایِ دنیوی خلاص شوید .
  • مرشد تربیت : که بالاترین مرشد است که شما را با نظم و ترتیبِ خاص می سازد و شما را به مرحله ای که باید در محضرِ ایزدی برسید٬ می رساند .

مرشد متبارک

  • او کسی ست که در مرحله یِ نخستین با شما قرار دارد و اجازه دارد که به شما ذکرها را آموزش دهد و زبانِ شما را به گفتنِ ذکر عادت بدهد .
  • او به شما چگونگیِ به یاد آوردنِ خداوند و صدا زدنِ او ٬ و چگونگیِ پیروی کردن از دستوراتِ خداوند را می آموزد . او قدمِ اول را با شما در راهِ طریقت بر می دارد . درست مثلِ کودکی که اولین کلمه ای که یاد می گیرد گفتنِ بابا ست٬ چرا که او چیزی را که دوست دارد را اول یاد می گیرد . بنابراین این مرشد٬ به شما یاد می دهد که چگونه الله را صدا بزنید و با این تفاسیر٬ شما نشانه هایِ خدا را خواهید دید .
  • اگر شما این نشانه ها را نبینید٬ شما هنوز به مرحله ای که مرشد تلاش می کند تا به شما نشان بدهد نرسیده اید .
  • او موظف است که زبانِ شما را به ذکر عادت بدهد همان طور که در قرآن آمده است : ما قرآن را به وجود آوردیم و خودمان نیز از آن نگهداری می کنیم . او به شما خواندنِ قرآن و نام هایِ خداوند و راهِ رسیدن به پیامبر ( گفتن صلوات ) را با توجه به نیازهایِ شخصیتان٬ یاد می دهد و شما را در راهِ آشنایی و رسیدن به محمد ( ص ) کمک می کند . او به شما می گوید که کدام نامِ خداوند ٬ ذکرِ شماست و چگونگیِ گفتنِ صلوات را بسته به قابلیت و نیازِ شما به شما آموزش می دهد . مرشد متبارک٬ باید دارایِ قدرت و دانشِ ستایش و عبادتِ خداوند چه به صورتِ گفتاری و چه در سکوت باشد .
  • او باید از ذکرِ مخصوص به هر مخلوقی - چه زنده و چه غیرِ زنده - که موجودیت دارد آگاه باشد .
  • وی همچنین باید از نیازِ جسمِ شما به نحوه یِ گفتنِ ذکر آگاه باشد٬ چرا که هر سلولِ بدنِ شما ذکرِ مخصوصِ خود را دارد . این مرشد خوب می داند که هر مخلوقی با چه ذکر و زبانی آفریده شده است٬ و همه یِ آن ها را شنیده ولیکن هرگز آن ها را به اشتراک نمی گذارد و در انتخاب آن ها گیج نمی شود .
  • او از همه یِ ذکر ها چه برایِ مسلمانان و چه غیرِ مسلمانان آگاه است چرا که جسمِ انسان بنا به اینکه مغز  و عقلِ او اسلام را قبول دارند و یا خیر ٬ ذکر خود را می طلبد .
  • او از پیامبرِ اکرم تمامِ اطلاعاتِ دقیقِ اینکه هر موجود زنده و غیر زنده ای چه در دنیا و چه در برزخ چه می کند را دریافت می کند .
  • وی همچنین کاملا به جن و الطافی که از خدا به آن ها رسیده ست و یا تنبیهاتی که شده اند آگاه است .
  • وی دقیق می داند که هر انسانی و یا جِنی٬ چه طور می تواند به رضایتِ خداوند دست پیدا کند٬ و این شاملِ اعمالی که هر کس می تواند انجام بدهد تا درهایِ برکت پیامبرِ اکرم برایِ او باز شود نیز می شود . او می داند که هر مریدی به صورتِ جداگانه چه ذکری را با توجه به نیازهایِ جسم و روحش باید بگوید .
  • او باید فرشتگانِ هر موجودِ زنده را بداند٬  مثلِ فرشتگانی که اعمالِ بد یا خوبِ شما را می نویسند٬ و یا آنانی که غذایِ مصرف شده توسط شما را ثبت می کنند .
  • او باید همه یِ فرشتگانی را که در خدمتِ بشر هستند را بشناسد .
  • او همچنین باید از شیفت هایِ مختلفِ آنان نیز با خبر باشد . فرشتگانی که به طورِ مثال ده دقیقه قبل از سحر٬ قبل از مغرب٬ و بینِ مغرب و عشا نزول می کنند .
  • این فرشتگان که در شیفت هایِ مختلف نزول می کنند٬ از مرید انتظار دارند که ذکرهایِ روزانه یِ خویش را که از مرشدِ خود دریافت کرده ست را بگوید و انجام بدهد .
  • آنان انتظار دارند که  وقتی نزول می کنند مرید درگیرِ انجام دادنِ تمارینش باشد ٬ تا به او از نورِ الهی خود ارزانی کنند . اگر مرید ذکرهایِ روزانه یِ خود را در سرِ وقتِ خودش انجام ندهد٬ فرشتگان قادر به مُنَور کردنِ قلبِ او نیستند . در واقع ٬ مریدی که ذکرهایِ روزانه یِ خویش را انجام ندهد مانندِ چهارپایان می ماند . مرید اگر وظایفِ روزانه یِ خویش را به درستی انجام دهد٬ می تواند رویِ حمایتِ مرشدِ خود که به پیامبر وصل است٬ حساب کند . این رابطه باید باشد تا مرشد بتواند مریدش را به مرحله یِ بعد ٬ که مرشدِ تزکیه وجود دارد٬ سوق بدهد .
  • این مرحله یِ اول با گفتنِ روزانه ۵۰۰۰ بار الله ٬ الله و ۵۰۰ بار صلوات با روشی که مرشد به او آموزش می دهد٬ آغاز می شود .
  • مرحله یِ بعدی با گفتنِ ۲۴۰۰۰ بار الله ٬ الله و ۵۰۰۰ بار صلوات کسب می شود .
  • این تنها یک مرحله از هفده مرحله ایست که با مرشد متبرک باید گذراند . شیخِ بزرگ٬ در همین مرحله یِ اول توقف می کرد چرا که وی معتقد بود که ذهنِ مردم نمی تواند بیشتر از این را بفهمد . پس از تمامِ این هفده مرحله است که مرشدِ تزکیه از راه می رسد .
  • در حلقه یِ طلاییِ نقشبندی٬ شیخ می تواند دارایِ اجازه و قدرت برایِ مدیریت کردنِ هر چهار مرحله با مریدِ خویش باشد . به همین خاطر است که به محضِ اینکه افراد با راهِ ما بیعت می کنند٬ دیگر هیچ نیازی به مرشدِ دیگری ندارند . در این روزها ٬ شیخِ ما تنها از ما می خواهد که بفهمیم که ما قادریم که هر کاری را انجام بدهیم . بدترین چیزی که ما در رابطه با خودمان تصور کنیم٬ آن ها را از ما راضی تر می کند . او می خواهد که ما بدانیم که با این اعمالِ خویش به جایی نمی رسیم و تنها راهِ نجاتِ ما اینست که به وی اعتماد کنیم . بنابراین٬ ما باید به طورِ مداوم از او بخشش و برکتش را طلب کنیم .

شیخ بزرگ٬ شیخ عبدالله که رحمتِ خداوند بر او باد همواره به ما یاد آوری می کند که : " اگر شما می خواهید که در طریقت موفق شوید٬ باید همواره این سه قانون را به یاد داشته باشید . "

  1. " اگر من به شما یک بیلِ شکسته دادم و گفتم که شما باید تا تهِ زمین را بکنید تا به الماستان دست پیدا کنید٬ شما بکنید . شما هیچ گاه نمی پرسید چرا و یا شکایت نمی کنید ! تنها می کنید . "
  2. " اگر من به شما سطل دام و به شما گفتم که  " اقیانوس را خالی کنید ! "٬ نپرسید که آبِ زمین کم می شود و یا بحث کنید که این غیر ممکن است که یک اقیانوس با یک سطل خالی شود : تنها شروع کنید به خالی کردنِ آن ! در ثانی٬ اگر به این فکر کنید که این غیر ممکن است٬ و تصور کنید که اینکار غیر عملیست و یا بی فایده ست٬ شما این تست را رد می شوید و باید همه چیز را از نو شروع کنید . "
  3. " اگر من به یک مورچه بگویم که قسمتِ غذایش در غرب است و او در شرق باشد٬ او تنها شروع به راه رفتن می کند . مرید باید مثلِ مورچه باشد : از مغزتان استفاده نکنید که چطور به غذایتان می رسید٬ فقط راه بیفتید ! اگر شما امتحان نکنید٬ شما رها می شوید و میمیرید . "

مهمترین راهنمایی اینست که ٬ اگر کسی به صورت مداوم و پیوسته این سه حرکت را انجام دهد٬ خداوند فرشته ای به نام ریحی سیباه را می فرستد٬ که مرید را به دیوان الهی حرکت می دهد . او اینکار را برای این برایِ ما انجام می دهد که ما در واقع از خداوند اطاعت می کنیم وقتی که از شیخمان اطاعت می کنیم٬ و لطفِ او برایِ ما بسیار است . ما به دیوان الهی می رسیم ولی نه برایِ عبادات و اعمال و نذر هایمان٬ بلکه به دلیلِ درجه یِ واگذاری و تسلیممان است که به خداوند می رسیم .

بنابر اینها که گفته شد مریدی پرسید : " پس چرا باید در عبادت کردن بکوشیم ؟ " شیخ بالخره هر کدام از پیروانشان را در مرحله ای به دیوان الهی می برد .

  • ولی تنها کسانی که در راه خداوند می کوشند٬ می توانند بشنوند صدای این اقیانوس عشق و رحمت را و ببینندش .
  • برای کسانی که همه یِ وظایفشان را پیوسته انجام می دهند است که در تجارب عرفانی و ذکور مخصوص برایشان باز می شود . شما هیچ گاه نباید به خود مفتخر شوید که وظایفتان را انجام می دهید . نه ! متوجه باشید که این هیچ ارزشی ندارد ٬ بلکه تنها به شما فروتنی و تواضع را عرضه می کنند که بدانید که بدونِ وجودِ شیختان شما بازنده اید .

مرشد تزکیه

در دسته یِ بعدی مرشد تزکیه وجود دارد . او شما را در راهِ پاک کردنِ شما از آلودگی ها کمک می کند که به این مرحله تزکیه یِ نفس گفته می شود .

چطور کسی می تواند خودش را پاک کند ؟ چه کشمکش هایی را باید یک نفر برایِ رسیدن به کنترل بر نفسش٬ باید پشتِ سر بگذراند ؟

پیامبر اکرم این کشمکش ها با نفس را جهاد علیه نفس می نامد ٬ در واقع همان جهاد اکبر است که در حدیث زیر گفته شده است : ما از جهاد اصغر به جهاد اکبر می رسیم . صحابه یِ پیامبر از او پرسیدند: " جهاد اکبر چیست ؟ " در واقع معنی آن چیست٬ " چه چیزی بزرگتر از جنگیدن بر علیه بی ایمانی و بی اعتقادی در راهِ خداوند و انتظار مرگ را در هر لحظه کشیدن است ؟ " و این همان جهاد علیه نفس است .

جنگیدن بر علیه خود و نفس بسیار سخت است . این آسانتر است که تو بر علیه دشمنِ فردیت بجنگی چرا که مشخص است که او دشمن توست ولی هیچ گاه نفس تو به تو نمی گوید که این کار به طور مثال دشمن توست .

  • خواسته هرچیزیست که توسط زبان می آید و می رود و هر چیزی که محصولی از خواسته هایِ جنسی باشد٬ شهوت الحرام است . جهادی که بر علیه نفس انجام می شود ٬ باعث می شود که کنترل ما در مواجهه با این خواسته ها بیشتر شود . نفس ما ولیکن هیچ گاه اجازه نمی دهد که ما به آن کنترل برسیم و به همین دلیل همیشه درون ما این جنگ وجود دارد . زبان همیشه خواستارِ بهترین غذاهاست . برای دست و پنجه نرم کردن با خود٬ اولین خواسته ی ما که باید از آن شروع کنیم ٬ غذاست . شما همیشه بهترین غذا و بیشترین غذا را می خواهید . اگر ده داشته باشید ٬ دوازده خواسته یِ شماست . چشمان ما همیشه حریص است .

پیامبر اکرم همراه با صحابه یِ خویش ٬ تقریبا همیشه از آنچه که مانده بود می خوردند ٬ از گوشت هایی که زیاد هم نبودند . آن ها نانشان را می خوردند و این را بهترین غذا می دانستند و همیشه نیز خوشحال بودند و شکر گذار . در این روزها ٬ ولیکن ! ما بیشترین غذا را می طلبیم ٬ این ها را از کشوری به کشورِ دیگر می بریم ٬ تا بشقاب هایِ رنگارنگ بر سر سفره ها بگذاریم ! در این مرحله ٬ نخوردنِ آن چه که حرامست و همچنین جلوگیری از پرخوری لازم و واجب می باشد . غیبت کردن ٬ دروغ گفتن ٬ شرارت کردن ٬ همه و همه از طریقِ زبان انجام می شود و باید جلوگیری شود از همه یِ این ها چرا که این ها همگی از شیاطین می آیند . هر کسی که در این زمینه افراط کند٬ همانند طاووسی می شود٬ متکبر و گردن فراز . فرعون بسیار متکبر بود چرا که می گفت : " من خدایِ بزرگِ شما هستم ! " . او هیچ کسی را بالاتر از خود نمی دید .

مرشد تزکیه ٬ تمامِ این خواسته ها و آمال ها را از بین می برد . چگونه ؟ با نشان دادنِ چگونگیِ دنبال کردنِ جایِ پایِ پیامبر اکرم .

  • نشان دادن ترکیب این چهار دشمن : نفس ٬ دنیا ٬ هوس ٬ شیطان .
  • همه یِ انسان ها بلا استثنا٬ دارایِ این چهار دشمن هستند . مرشد ببه شما آموزش می دهد که چگونه با این چهار دشمن به وسیله یِ پیروی کردن از سنتِ پیامبر دست و پنجه نرم کنید .
  • مرشد تزکیه باید به طور کامل از بیوگرافی و تمامِ راه ها و قوانینِ اسلامی ٬ عقاید علما و آموزش هایِ اسلامیِ امام ابو حنیفه ٬ امام مالک ٬ امام شافع ٬ و امام احمد آگاه باشد . برایِ اینکه وی بتواند مریدش را راهنمایی کند٬ باید تمامِ مراحل عرفانی با این چهار امام را بدونِ استباه تمام کرده باشد و چیزی نباشد که او نتواند شما را در آن یاری کند .
  • برایِ راهنمایی کردن مرید٬ شیخ باید اجازه دریافت کند ! وی این اجازه را از شیخ قبلی٬ در زنجیره یِ طلایی دریافت می کند . این سیستم در پنجاه سال اخیر به طور کامل از بین رفت . در حال حاضر٬ اسلام در سیستمِ دانشگاه ها که هیچ ارتباطی با چگونگی شیوع یافتنِ اسلام در چهارده کشور ٬ ندارد تدریس می شود . به همین علت است که علمایِ امروزه هیچ نوری ندارند٬ و تنها به دنبالِ ثروت و مقام هستند٬ در حالیکه علمایِ قدیم هیچ علاقه ای به این مسائل نداشتند . علمایِ قدیم ٬ در گوشه ای از مسجد می نشستند و به دانش آموزانشان عشق ٬ اعتدال و میانه روی ٬ و برکت اسلام را آموزش می دادند . چرا مسلمانان موفق نیستند ؟ برایِ اینکه آن ها از دینِ خود خیلی دورند . مردمی همانند ما٬ مایی که رهبر نیستیم٬ و رئیس هم نیستم ٬ نمی توانیم تغییر دهیم چیزی را که سیر طبیعی خود را طی می کند . کسانی که تغییری در آنچه که خدا مقدر کرده ست می دهند از اسلام خیلی دورند ٬ و تنها عنوانِ مسلمانی را به یدک می کشند .

مرشد تزکیه٬ با لا الله الی الله آغاز می کند .

  • چیزی که پیامبر برایِ بارِ اول عنوان کرد ٬ لا الله الی الله بود . زمانی که شما این را باور داشته باشید و به آخرت معتقد باشید٬ نمی توانید که عمل گناهی را مرتکب شوید . ما همگی به زبان به این مساله اعتقاد داریم ولیکن در عمل هیچ نشانی از این عقاید نیست . اگر ما واقعا به آنچه که می گوییم اعتقاد داشته باشیم٬ خداوند و پیامبر ما را حمایت خواهند کرد .
  • فکر نکنید که ما با سختی رو به رو نخواهیم شد . مگر پیامبر سختی ندید ؟ چنانچه می فرماید :" هیچ پیامبری همچون من از مردم آزار ندید و اذیت نشد . " او بهترین پیامبران بود ٬ ولیکن خداوند بر او سختی فرستاد تا مقاومت و ثابت قدم بودن او را مشاهده کند . بنابر این لا الله الا الله ٬ تنها توسط پیامبر فرستاده شد٬ و به حق که او لایقِ این بود . اگر یکی از علمایِ این روزها٬ یک قدم به سمتِ آسمان برود و اوج بگیرد٬ تکبر او را خواهد گرفت و مردم شروع به عبادتش می کنند . پیامبر ولی به عرش و معراج رفت . او بی توجه به قوانینِ فیزیکی ٬ به راحتی به بهشت و آسمان ها سفر می کرد و باز می گشت و هیچ گاه متکبر نشد . او ساده ترینِ انسان ها بود . وی هیچ گاه سرش را بلند نمی کرد .

هیچ گاه از باز کردنِ در سر باز نزنید ! مرشد تزکیه کسیست که در راه خداوند کار می کند . خداوند این بندگان بی ریا و صمیمی اش را می فرستد تا در کنارِ دیگر بندگانش بنشینند و ماموریت خود را انجام دهند .

  • اولین چیزی که او آموزش می دهد لا الله الا لله است برایِ نشان دادنِ توحید به پیروانش .
  • زمانی که این تصدیق و برقرار شد٬ آن ها می توانند " الله٬ الله " بگویند .
  • در این زمانست که آن ها در همه جا نشانهایِ خداوند را می بینند . [ نشانه هایِ خداوند همگی محمد رسول الله است ]
  • در این زمان است که شهادت می دهند : اشهد ان لا الله الا الله و اشهد ان محمد عبدهو و رسول الله .
  • این همان زمانیست که آن ها به حقیقت و درستی ٬ شهادتین را می گویند .
  • کار مرشد اینست که شما را به گفتن ذکر عادت بدهد . به طور مثال " الله ٬ الله " حداقل ۲۴۰۰۰ مرتبه در روز باید گفته شود . خیلی ها شاید بگویند که این همه یِ روز طول می کشد . فردا این رو شروع کنید و به من بگویید که چقدر طول کشیده است . تمامِ این ۲۴۰۰۰ مرتبه٬ نیم ساعت تا یک ساعت طول می کشد .
  • پس از آن ۵۰۰ بار صلوات بگویید که این هم نیم ساعت طول می کشد ٬ و رویِ هم رفته یک ساعت هر دویِ این ها با هم طول می کشد .

در ۱۹۹۶ شیخ من٬ شیخ ناظم - رحمت خداوند بر او باد - ٬ به من فرمان داد که به مسجدی واقع در ترکیه ٬ چهل روز در خلوت و انزوا باشم . وی فرمود : " هر روز حداقل ۴۸۰۰۰ بار بگو " الله الله " و ۲۴۰۰۰ بار صلوات بفرست و ده جزء از قرآن را بخوان . اگر این ها را تمام کردی٬ شروع کن به گفتن ۱۲۴۰۰۰ بار " الله الله " و ۴۸۰۰۰ بار صلوات بفرست و بیست جزء از قرآن را بخوان . اگر این را تمام کردی٬ تمام قرآن را بخوان و ۷۰۰۰۰۰ بار بگو " الله الله " و ۲۴۰۰۰۰ بار صلوات بفرست . " این طاقت فرسا بود . با اینکه من نتوانستم هیچ وقت روزانه خواندنِ سی جزء از قرآن را تمام کنم٬ ولیکن توانستم ۷۰۰۰۰۰ بار ذکر الله الله را بگویم و ۴۸۰۰۰ بار صلوات بفرستم و پانزده جزء را تمام کنم  . به این ها اورادِ روزانه را اضافه کنید .

  • این مرشد تزکیه است . زمانی که آن ها می گویند: " انجام بده " ٬ تو را هم حمایت خواهند کرد . زمانی که شما در راه او قدم بر میدارید٬ او به سویِ شما می آید . این یک حدیثِ قدسیست که می گوید : " اگر شما به اندازه یِ یک دست به سویِ خداوند بیایید٬ او به اندازه یِ ده دست به سویِ شما می آید و اگر شما به سمتِ او حرکت کنید و در راهش قدم بگذارید او به سویِ شما می دود . " و این به این معناست که خداوند حمایتِ خویش را ٬ قدرتِ خویش را ٬ بر شما می فرستد تا زمانی که البته شما این جریان و پیشرفت را نشان بدهید .

 

مرشد تزکیه باید کسی باشد که همیشه سنت و شریعتِ پیامبر را در بالاترین مرتبه قرار دهد و نگاه دارد .

  • وی این اجازه را برایِ راهنمایی و کمک به پیروانش در راه رسیدن به خدا را ٬ با تحلیل بیست و چهار هزار و با بیست و چهار هزار بار ذکر " الله ٬ الله " و پنج هزار بار صلوات نگاه می دارد .
  • زمانی که نامِ " الله " را می برند٬ زبان و قلب هر دو به هماهنگی می رسند٬ همان طور که جسم و روح ٬ روح و ذهن ٬ به هماهنگی می رسند٬ و در واقع فیزیکِ خود را هماهنگ با روح خود٬ به کار می گیرند تا حقیقت جویان را راهنمایی کنند .
  • هربار که مرید هم نامِ " الله " را می برد٬ ریتمِ قلبِ او و زبانش هر دو با هم به صدا در می آیند و او را به سویِ محضرِ ایزدی سوق می دهند .
  • تا به امروز ٬ مریدانِ طریقتِ نقشبندی٬ همگی مبتدی هستند و در مرحله یِ اول مانده اند . در این مرحله آن ها نمی توانند به صورت روشن چیزهایی که در رو به رو دارند را ببینند .
  • تنها در زیرِ حمایت و مراقبتِ شیخِ تزکیه است که مریدِ مبتدی٬ به مرحله یِ بالاتری می رسد و در این حاست که شیخ ٬ ذکر مخصوصِ او را به او می دهد تا او را به سویِ محضرِ ایزدی حرکت دهد .
  • مرشد تزکیه٬ قادر به ارتباط با هر شیخی در نقشبندی٬ چه در قید حیات و چه فوت کرده٬ است .
  • با توجه به قدرتی که پروردگار به پیامبر عطا کرده ست و پیامبر نیز به مرشدان تزکیه٬ وی به تمامِ اولیایِ الله در هر تاریخ و عهدی که بوده اند٬ با نام و درجه یِ روحیِ مخصوصشان٬ عالم است .
  • به علاوه٬ وی با آنان ارتباط نیز دارد٬ چرا که به آن ها نیازمند است و آن ها نیز به او نیاز دارند .
  • خداوند به وی قدرتی عطا کرده است که به صورت مشخص با تمامِ مریدانش باشد و کاملا آگاه باشد که کدام یک از چهار دشمن به مرید حمله می کنند و او را بازی می دهند .
  • در این جاست که او این ها را بیرون می کشد و مریدانش را از حمله یِ این ها محفوظ می دارد . در زیرِ سایه یِ وی ٬ پیروانش به مرحله ای از زهد می رسند .
  • آن ها خالصانه علاقه مند به ساختن جامعه ای عالی و ایده آل هستند٬ در هر کجا و در هر امت٬ کار می کنند تا هیچ گونه تبعیضی بینِ مخلوقاتِ خداوند وجود نداشته باشد . هرگاه که یکی از پیروانِ وی احساسِ تنبلی٬ خستگی ٬ غم ٬ و یا آشفتگی بکند٬ مرشد تزکیه قادر است که با یک کلمه حتی این حس را از مرید گرفته و آرامش را به او عطا کند .
  • به همین دلیل است که زمانی که با شیخ ناظم٬ همنشین می شوید٬ تمامِ این انرژی هایِ منفی و مضر سوزانده می شود٬ به دلیلِ انرژی و جاذبه ای که از چشمانِ وی منتقل می شود . مرشد تزکیه وظیفه دارد که مریدانش را طوری بسازد که در بالاترین مرتبه یِ سنت و شریعت قرار بگیرند . این هم یکی از دلایلی ست که مرشد تزکیه٬ مریدانش را وادار به عبادت هایِ مستحب می کند .
  • مرشد تزکیه دارایِ این قدرت است که به مرید خویش رویاهایِ واقعی در تجربیاتش بدهد . بسیاری از مردم می آیند و می گویند : " من شیخی را در رویایم دیده ام . " و شروع به توصیفِ وی می کنند و می گویند که به طور مثال شیخ چیزی به من داد و یا حرفی از حضرت محمد را به من منتقل کرد . بعدترها ٬ شیخ را به صورتِ فیزیکی ملاقات می کنند و یا عکس وی را در اینترنت می بینند و یا یکی از مریدانِ شیخ را در رویا می بینند که هیچ گاه او را پیش از آن ندیده و نشناخته بودند . مرشد تزکیه می تواند با هر کسی در دنیا از طریقِ رویاهایشان ارتباط برقرار کند . بسیاری از مردم تنها از راه رویاها و تجربیاتِ معنویشان در مراقبه با مرشد تزکیه آشنا می شوند و حتی بسیاری از فرمان هاشان را از طریقِ رویاهاشان می گیرند .
  • در هر دم و بازدم٬ مرشد تزکیه ٬ مریدش را به یادآوری خداوند عادت می دهد .
  • اولیا می گویند که انسان در بیست و چهار ساعت ٬ بیست و چهار هزار بار نفس می کشد . هر دم و بازدمِ او باید با ذکر خداوند باشد . این کاریست که تنها از مرشد تزکیه بر می آید که زبانِ پیروانش را اینگونه عادت دهد . زمانی که شما به این آگاهی برسی که  بیست و چهار هزار بار نفس را با نامِ خدا بکشید مرشد این آگاهی را به هفت صد هزار بار در روز افزایش می دهد .
  • این همان چیزیست که طی السان می نامیمش .
  • طی السان شبیه به طی العرض می باشد .

 

مرشد تصفیه

  • مرشد تصفیه سومین مرشد است ٬ که بعد از مرشد تزکیه قرار دارد . مرشد متبرک٬ اولین مرحله از قدوسیتِ طریقتِ نقشبندی است . در مرحله یِ دوم ٬ مرشد تزکیه ٬ باید همواره نمودی از مرشد متبرک باشد و به همین ترتیب ٬ مرشد تصفیه که در او می شود سیمایِ هر دو مرشد قبلی را دید . تمامِ خصوصیاتِ مرشدان قبلی در مرشدِ سوم ٬ مرشدِ تصفیه٬ وجود دارد .
  • مرشد متبرک و مرشد تزکیه ٬ هر دو هیچ علاقه ای به دنیا ندارند ! آن ها زاهدند . برایِ آن ها کافیست که مقداری کمی غذا بخورند٬ کم بنوشند٬ و زندگیشان همه اش وقف عبادت و راهنمایی مریدان باشد .
  • مرشد تصفیه زاهدی ست هم در دنیا و هم در آخرت . در واقع این به این معناست که برایِ وی بهشت هدف نیست . بسیاری از مردم تنها برایِ بهشت زندگی می کنند٬ ولیکن اولیایِ الله ریاضت کشند و تنها هدفشان ٬ خالقشان است و بس .
  • هرچیزی به غیر از خداوند برایِ آنها بی معنا و مفهوم است . خداوند است که خالق ست و باقی همه مخلوقند . اولیایِ الله٬ در این مرحله هیچ علاقه ای برای به دست آوردن هیچ کدام از مخلوقاتِ خداوند ندارند . عشقِ آن ها تنها برایِ پروردگار است و برایِ آن ها آخرت و دنیا هیچ فرقی ندارند . برایِ ما آخرت هدف و امید ماست و برایِ آن ها خداوند هدف و امیدشان است .
  • تمرکز این مرشد تنها و تنها بر رویِ خداوند است .
  • این مرشدان اینگونه اند که به هر مرحله ای برسند تنها تمرکزشان برایِ رسیدن به ایزدِ تواناست و به هیچ چیز دیگری نگاه نمی کنند . حتی به آنچه که به آن ها می رسد هم نگاه نمی کنند . بایزید بسطامی که در سطح بالایی از عرفان قرار داشت همیشه و همیشه به جلو نگاه می کرد و نه به عقب و نه به چپ و راست . او به مرحله ای رسید که ندایِ خداوند را می شنید . یک بار به پروردگار گفت : " خداوندا ! درِ رسیدن به خودت را برایِ من باز کن . این همه یِ عشق و امید من است . در را به رویِ من باز کن ! " ندا آمد : " ای بایزید ! در من باز نمی شود مگر اینکه که تو خدمتگزارِ خلقِ من باشی . کیسه ای برایِ زباله هایِ آنان . در اینصورت است که من در را باز خواهم کرد. "
  • شیخ بزرگ هیچ گاه کیسه یِ زباله یِ خودش نبود٬ بلکه ٬ خاکِ پایِ کمترین و پایین ترین مردمیست که ملاقاتشان می کند . شما می توانید خاک پایِ پدرتان ٬ مادرتان٬ همسرتان٬ برادرتان و یا دوستتان باشید٬ ولی آیا می توانید برایِ غریبه ای که نمی شناسید هم همینطور باشید ؟ من مطمئنم که حتی هیچ کس نمی تواند بپذیرد که خاکِ پایِ پدر و مادرش باشد . در واقع با کل مساله مشکل دارد . فکر میکنند که بهترین و بالاترین عقل را دارند و باقی همه نادان و نفهمند. حتی کودکان ما هم که در اطراف ما می گردند خودشان را بالاتر و باهوش تر می دانند . حتی می خواهند به ما درس هم بدهند ! وارد این داستان نمی شویم ٬ ولی این به این معنا بود که در واقع خدمتگزار خلق باشید .
  • به هرحال ٬ تنها هدف و حرفِ مرشد تصویه اینست که : خداوندا تو مقصود منی !
  • زمانی که در برایِ مرشد تصفیه باز می شود٬ خداوند هر آنچه که در لوح تقدیر نوشته است را بر او آشکار می سازد .
  • زمانی که مرشد به این مرحله می رسد٬ قادر خواهد بود که تمامی رازهایِ قرآن را که بر پیامبر نازل شده است را بفهمد . تصفیه ٬ یعنی تسلیم شدن و رها کردنِ همه چیز .
  • این قدرت به او داده می شود که بی هیچ حرف و کلامی٬ تنها از راه جذبه یِ نگاهش و چشم هایش٬ مریدش را جذب کند .
  • مرشد تصفیه دارایِ این قدرست است که هشتصد هزار خلقِ بد را از بین ببرد . هفتصد عمل حرام که شما را به هتشصد هزار عمل بد می کشاند را می تواند از شما بگیرد و شما را پاک گرداند .
  • به علاوه ٬ خداوند قدرتی به مرشد تصفیه عطا کرده است که وی همواره و پیوسته می تواند با اولیایِ زنده و آن ها که در قید حیات نیستند هم ٬ ارتباط برقرار کند .
  • تمامِ اولیا با او در همه جا حضور دارند٬ و به او همه یِ آن چیزی را که دارند تقدیم می کنند و او را حمایت می کنند چرا که او بالاترین است .
  • او قادر است که مریدش را در روز دوازده هزار بار کنترل کند . هر بار که او با مریدش در تماس قرار می گیرد ٬ دانشی را به وی انتقال می دهد ٬ و به خوبی و درستی سفارشش می کند . فکر نکنید این خیلی زیاد است .
  • آنها همچون الماس٬ بی نظیر و کمیابند . تعدادی از مسلمانان٬ بالخصوص آن هایی که در امریکا بزرگ می شود هیچ چیزی از کرامت و اولیایِ خداوند نمی دانند . متاسفانه ٬ توده یِ مسلمانان در جهان شستشویِ مغزی شده اند ٬ درست بر ضد اساس و پایه یِ اسلام و سنت هایِ اسلامی و خیلی از آن ها به شیوه یِ وهابی ها رشد می کنند . خداوند واقعا ما را حمایت کند در برابر همه یِ این ایدئولوژی ها و باور ها !
  • مرشد تصفیه ٬ کلید معجزه یِ همه یِ افراد را در دست دارد . برایِ هر مرید٬ رازی در قرآن وجود دارد .
  • این مرشد آگاه است که کدام قسمت و کدام کلام از قرآن برایِ شخصِ شما ساخته شده است که شما را از تاریکی ها بیرون می کشد و شما را به آرامشی می برد که توسطِ نوزده فرشته یِ خداوند حمایت می شود . و این مرشد به شما اورادِ روزانه یِ مخصوصتان را می دهد .
  • مرشد تصفیه اورادِ هر کسی را می داند . اگر کسی اورادِ روزانه یِ مخصوصِ خودش را انجام ندهد٬ ممکنست کارساز نباشد .
  • پانصد عمل خطا و هشتصد عمل حرام وجود دارد . مرشد تصفیه ٬ شما را با پانصد فرمان هدایت می کند تا هیچ گاه دچار انجام این هشتصد عمل گناه نشوید . تمامِ این ها را تنها با ذکری که به شما می دهد انجام می دهد . برایِ هر شخص٬ یک ذکر مخصوص وجود دارد .
  • قطبی که در زمانِ حال وجود دارد زیرِ نظر و اجازه یِ وی قرار دارد . به هرحال همه یِ این چیزهایی که ما در بابِ مرشد تصفیه گفتیم تنها ذره ای ار قدرت اوست .

 

مرشد تربیت

  • بالاترین مقامِ ارشاد برایِ علمایی که امت را هدایت می کنند٬ مقامِ مرشد تربیت است .
  • این در بابِ اولیایِ طریقتِ نقشبندی ست . کسانی که این شانس را دارند که با آن ها بنشینند٬ مطمئنا از آن ها سود خواهند برد و کسانی که به هر دلیلی بیعت نکنند و با آنان نباشند این شانس را از دست خواهند داد .
  • یکبار ٬ شیخِ بزرگ ٬ شیخ شرف الدین٬ در بابِ آنچه که اولیا می فرستند صحبت می کرد . در آن جمع هزاران نفر شرکت داشتند و در میانِ آنها غریبه ای نیز بود . شیخ شرف الدین به قلبِ او نگاهی انداخت و متوجه شد که آن شخص هیچ شانسی برایِ سود بردن از دروسِ آن جمع که به صورت معمول به آنجا می آیند ندارد . شیخ برایِ اینکه جو و انرژی آن محیط و جمع را در حد بالا همانطور نگاه دارد ٬ رو به غریبه کرد و فرمود : " پسرم ! من به تو فکر می کردم ! " او نمی خواست تا با حرف زدن د باب سطح پایین و سوالاتی که مطمئنا مطرح می شد ٬ وقتِ جمع را بگیرد . برایِ همین عبایی را که از سلطان عبدالحمید به او رسیده بود را به آن شخص داد . این عبا با هفتصد هزار سکه یِ طلا تزیین شده بود . شیخ به مریدانش نشان داد که هیچ وابستگی به دنیا و ارزش هایِ مادی ندارد . شخصِ غریبه که گیزنده یِ این هدیه بود٬ بیش از اندازه خوشحال شد و در همان حال نگران بود که مبادا شیخ پشیمان بشود و از او بخواهد عبا را پس بگیرد٬ برایِ همین جمع را ترک کرد .
  • به همین دلیلست که یک همچین سخنرانی هایی و دروس هایی تنها برایِ پیروانیست که شیوه و شریعتِ پیامبر را حفظ کرده باشیند و از واقعیت هایِ عرفانی آگاه باشند . ما قبل از این مرحله٬ سه مرحله از مرشدان را توضیح دادیم : مرشد متبرک ٬ مرشد تزکیه ٬ مرشد تصفیه . این سه مرحله مرشد می توانند در هر طریقتی وجود داشته باشند . هر مرشدی در هر طریقتی می تواند به این سه مرحله دست پیدا کند .
  • ولیکن مرشد تربیت تنها در طریقتِ نقشبندی یافت می شود . خداوند این را به طریقت نقشبندی اهدا کرده است . مرشدان طریقت هایِ دگر بالاترین مرحله ای که می توانند بروند٬ مرحله یِ مرشد تصفیه می باشد . ولیکن شیوخِ نقشبندی٬ که به مرحله یِ تربیت رسیده اند تمامِ مراحلِ پیش را نیز پشتِ سر گذرانده اند .
  • مرشد تربیت٬ راهنماییست که مریدان را به مراحل بالا هدایت می کند . برایِ رسیدن به این مرحله او مرحله یِ اجتهادِ کامل را گذرانده است ٬ الاجتهاد المطلق . و این نه تنها در شریعت اتفاق می افتد بلکه در طریقت نیز این سیر را می گذرانند.
  • این مرشد وکیلِ خداوند است .
  • این مرشد ٬ از خداوند اختیار و اعتماد کامل دارد .
  • شیخ بزرگ فرموده اند که ۹ اولیا وجود دارند که دعایِ آنان می تواند تقدیر را تغییر دهد و خداوند هر آنچه را که آن ها دعا بکنند را می پذیرد . این ها مردانِ خداوند هستند و در مرحله یِ مجتهد المطلق چه در شریعت و چه در طریقت به سر می برند . شیخ بزرگ هنگامی که شیخش٬ شیخ شرف الدین ٬ می خواست این مقام را به او اهدا کند ٬ نپذیرفت . ولیکن شیخ شرف الدین فرمودند که این از طرف پیامبر به من فرمان رسیده است . سپس شیخ بزرگ فرمودند : " اگر فرمان است می پذیرم . ولی اگر چیزیست که تنها می خواهید به من بدهید٬ من مسئولیتش را نمی پذیرم . "
  • مرشد تربیت ٬ با مثال و تصور تجربه عرفانی نمی گیرد ٬ بلکه با این تجارب و در آن مکان ها و زمان ها زندگی می کند ٬ و به طرزِ شگرفی می تواند همه چیز را بشنود و ببیند .

مرشد تربیت در همه حال وجود دارد٬ حتی اگر در گذشته زندگی می کرده است ٬ یا در حال حاضر زندگی می کند و یا حتی در آینده می آید٬ ولیکن همواره تا روز قیامت پایدار است . خداوند به او پنج اصلِ ارشاد را عطا کرده است :

  1. عنایت الله
  2. عنایت النبی
  3. عنایت همه یِ مرشدان
  4. عنایتِ مرشد و شیخِ خودش
  5. عنایت کرام الکاتبین - فرشته هایِ رویِ شانه یِ چپ و راست -
  • این مرشد از همه یِ جزییاتِ روزِ ازل آگاه است ... روزی که روح ها همه ٬ باید به این سوال پاسخ بدهند : " آیا من خدایِ شما هستم ؟ " آن ها می گویند : " بله " . خداوند از روح ها می پرسد : " من کیستم و شما کی هستید ؟ " روح ها پاسخ می دهند : " تو پروردگار ما٬ و صاحب ما هستی و ما بندگان تو هستیم . " در این زمان است که خداوند همه چیز را برایِ هر نفر می نویسد و وظایفش را در زندگی اش در دنیا مشخص می کند .
  • این علم المیثاق نامیده می شود . در این زمان٬ مرشد تربیت ٬ آنجا حضور داشته است و آگاه است از همه یِ جزییات و زمانی که به دنیا می آید هم چنان آن روز را با جزییات به خاطر دارد .
  • چه تعداد مرشد تربیت از زمان پیامبر تا به حال آمده اند ؟ خداوند به او دانش تمامِ اولیایش را از زمانِ حضرتِ آدم تا روز قیامت٬ با نام و مشخصاتشان ٬ عطا می کند . این کلید مرشد تربیت است .
  • این مرشد از همه چیز آگاه است و حتی می داند که در هر بیست و چهار هزار نفسی که مریدش می کشد٬ در چه مرحله ای قرار دارد .
  • مرشد تربیت از همه چیز مرید آگاه است !
  • او از همه یِ حروف عربی که بر لوح تقدیر نوشته شده است آگاه است چرا که این لغات اهلِ بهشت است . وی باید آگاهی داشته باشد از همه یِ حروفی که نوشته شده است از ازل تا به ابد . نه تنها بیست و هفت حروف عربی ٬ بلکه هر کدام از این لغات بر آن لوح٬ تک به تک ٬ دارایِ لغت هایِ مخصوص خودشان هستند .